دختر قرمز
عشق
اگر چه شاخه ای گل هم ندارم تو را با دست خالی دوست دارم تمام امید اسیابان به وزش باد است،تا اسیابش از کار نیفتد..قلبم اسیاب خودم اسیابان ونفس تو باد است اندکی بیشتر زیر باران بمان ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کند اشک بهترین پدیده دنیاستاما تا زیبا ترین چیزها رو از ادم نگیره خودشو تقدیم نمیکنه من از بازی هفت سنگ بدم میاد میترسم انقدر سنگ رو سنگ بذاری که بینمون دیوار بشه بیا لی لی بازی کنیم که تا هر جا رفتی برگردی پیش خودم زندگی شبیه به قفل رمز دار است؛هدف شما پیدا کردن اعداد درست و ترتیب صحیح انهاست تا بتوانید به هر چیزی که میخواهید برسید. هر کاری که در زندگی میکنید یا برای به دست اوردن عشق است یا برای جبران عشق. میزان موفقیت شما بستگی دارد به میزان رسیدن به خوشبختی تان. فقط یک زندگی وجود دارد ان هم به سرعت سپری میشود ؛ فقط انچه با عشق انجام شود باقی میماند خوشبختی تحقق تدریجی یک ارمان با ارزش است. موفقیتی که امروز از ان برخوردارید نتیجه بهایی است که در گذشته پرداخته اید اگر طرز تفکر خودتان را تغییردهید،در واقع زندگیتان را تغییر داده اید . (برایان تریسی) ..........گذر روزها بود که منو تو رو دوباره به هم رسوند.ولی دیگه خیلی دیر بود برای دیدن کسی که به من قول داده بود تنها بمونه. چه روز دل خراشی وقتی خواستی جدا شی قلبمو دادم دستت که عمری داشته باشی ولی زدی شکستیش بدون هیچ بهونه عزیزم دلت از سنگه تو خاطرم میمونه اخه چرا منو تنها گذاشتی منو با گریه و غم جا گذاشتی همش فکر میکنم شاید از اول منو حتی یه لحظه دوست نداشتی دوست نداشتی منو یه قلب داغون منو چشمای گریون من عاشق تو قلبت بودم دو روزی مهمون منو هوای ابری منو بارون پاییز منو روزای بی تو یه قصه غم انگیز خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید به یاد آسمونی که من و از چشم تو می دید اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده ست نه اینکه می شد باور کرد دوباره آخر جاده ست خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا خداحافظ همین حالا................... خداحافظ اشکا مو پاک می کنم با دل تبانی منی کنم میاد اون روزی تو قهر دلمو ببینی چشمها تو باز بکن حقیقت و خوب ببینی میاد اون روزی که من نامه ها تو پاره کنم میاد اون روزی که منهم دلمو چاره کنم اگه دل تاب بیاره منم به اون روزی رسم روی ابرها می نشینم به اسمونا می رسم تو می خوای تا می تونی دل منو خون به کنی با رقیبام بنشینی منو تو دیوانه بکنی اما هر روز خوشی تنگ غروبی هم داره شب های سرد وسیاه صبح سپیدی هم داره Hamishe aks nazat robroyam Negah to dalil jostojoyam Chera bayad tamam harfhara Bedon to be tasvirat begoyam بهر ما جز غم و تشویش نبود به کدام خاطره اش خوش باشیم که کدام خاطره اش نیش نبود به تومدیونم همیشه مثل شب به صبح فردا مثل موج سردو تنها به نگاه ناز دریا به اسونی یگ قصه تو از عشقم گذر کردی دلم یه گوله اتیشه تو اونو شعله ور کردی میون این همه ادم شدم تنها ترین تنها اگه چیزی برام مونده یه مشت خاطره بوده عشق سرطان دوست داشتن عقد دائمی با غربت شماره تلفن هایی که سالها به دنبال ان می گردیم و اتوبانی است که تا ته ابدیت میرود اگر روزی خواستی گریه کنی به من بگو قول نمیدم بتونم بخندونمت ،اما من هم میتونم با تو گریه کنم اگه روزی خواستی از این جا بری به من بگو قول نمیدم تو رو از رفتن باز دارم ،اما من هم با تو میام اگه روزی خواستی صدای منو نشنوی به من بگو قول میدم سکوت کنم اما اگر روزی صدایم کردی و پاسخی نشنیدی زود بیا و من را ببین شاید این بار من هستم که به تصلای تو نیاز دارم بوسه فعل است چون هم لازم است هم متعدی. بوسه حرف تعجب است چون اگر ناگهانی باشد طرف مقابل را مات و مبهوت میکند. بوسه ضمیر است چون از قید انسان خارج نیست. بوسه حرف ربط است چون دو نفر را به هم متصل میکند. عشق لالایی بارون تو شباست. نم نم بارون پشت شیشه هاست. لحظه شبنم و برگ گل یاس. لحظه رهایی پرندهاست. تو خود عشقی که همزاد منی. تو سکوت منی و فریاد منی. خواستم زندگی کنم راه را به رویم بستند. خواستم به عشق روی اورم گفتند گناه است. خواستم به نبایش روی اورم گفتند خدا است. خندیدم گفتند دیوانه است. گریستم گفتند بچه است. حالا که هیچ نمیگویم میگویند عاشق است این روزا عادت همه رفتن ودل شکستنه حقیقت چیزی است که تو باید ان را بیافرینی تو ... در هر لحظه مشغول افریدن خویشتنی حتی اگر فرض غلط سرنوشت را بپذیری باز این تو هستی که ان را میپذیری با پذیرش فرض غلط سرنوشت : تو شیوه زندگی بردگان رابر میگزینی (مسیحا برزگر) من همونم که همیشه غم و غصه ام بی شماره اونی که تنها ترین حتی سایه ای نداره این منم که خوبیامو کسی هرگز نشناخته اون که تو راه رفاقت همه هستیشو باخته هر رفیق راهی با من دوسه روزی همسفر بود انتهای هر رفاقت واسه من چه زود گذر بود هر کس تو زمونه عشق دوسه روزی عاشقم شد عشق اون باعث رنج همه دقایقم شد اون که عاشق بودو عمری از جدا شدن میترسید همه هراسو ترسش به دروغش نمی ارزید چه اثر از این صداقت چه ثمر از این نجابت وقتی قدر سر سوزنی به وفا نکردیم عادت هنوز چشمانــــــــــم به امتداد جاده ای است که در غبــــار ان دود شدی!! تکیه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم ما که بهم نمیرسیم بسه دیگه بزار برم کی گفته بود به جرم عشق یه عمری پر پرت کنم حیف تو نیست کنج قفس چادر غم سرت کنم من نه قلندر شبم نه قهرمان قصه ها نه برده حلقه به گوش نه ناجی فرشته ها من عاشقم همین و بس غصه نداره بی کسیم قشنگه ما که به هم نمیرسیم
خورشيد توي چشماي من مي ميره
همقفس ِ نفس بريده ي من
سکوت فقط چاره ي ناگزيره
آسمون امروز ابريه دوباره
انگار مي خواد بارون ِ خون بباره
شايد پرنده اي رو سر بريدن
که چشم من هواي گريه داره
اينجا هميشه چشم ِ ابرا خيسه
بارون داره رو شيشه مي نويسه
پنجره ها چشماتونو ببنديد
سنگ به شکستن شما حريصه
تنگ ِ غروبه دل ِ من گرفته
آيينه ها بوي لجن گرفته
غريبه ام با اين هواي سربي
غربت ِ من رنگ ِ وطن گرفته
آسمونا آبستن ِ تگرگه
زخم ِ خزون رو تن سبز ِ برگه
شمردن شماره هاي معکوس
موسيقي صداي پاي مرگه
آزادي حرف تازه اي نداره
از آسمون داره قفس مي باره
خسته شديم بس که ترانه خونديم
از زندگي ، از مردن دوباره
اما بازم قفس هميشگي بود
هميشه مرگ شروع زندگي بود
فايده نداشت فرياد خسته ي ما
تقدير اين قبيله بردگي بود
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
من از كجا شروع كنم دوست دارم يه عالمه
من و گذاشتي و بازم يه بار ديگه رفتي سفر
نمي دونم شايد سفر براي دردات مرهمه
تا وقتي اينجا بموني يه حالت عجيبيه
من چه جوري واست بگم بارون قشنگ و نم نمه
هواي رفتن كه كني واسه تو فرقي نداره
اما به جون اون چشات مرگ گلاي مريمه
آخرشم دق مي كنم تا من و دوست داشته باشي
مردن كه از عاشقيه يك دفه نيست كه كم كمه
من نمي دونم تو چرا اينجور نگاهم مي كني
زير نگاه نافذت نگاه عاشقم خمه
مي پرسم از چشماي تو ممكنه اينجا بموني ؟
مي خندي و جواب مي دي رفتن من مسلمه
برو به خاطر خودت اما به من قول بده
هرجاي دنيا كه بري ديگه نشو مال همه
رسمه كه لحظه ي سفر يادگاري به هم مي دن
قشنگ ترين هديه ي تو تو قلب من يه مشت غمه
شايد اين و بهم دادي كه هميشه با من باشه
حق با تو ا تو راست مي گي غمت هميشه پيشمه
ديدي گلا شب كه ميشه اشكاشونو رو مي كنن
يادت باشه چشم منم هميشه غرق شبنمه
تو مي ري و اسم من و از رو دلت خط مي زني
اسم قشنگ تو ولي هميشه هرجا يادمه
چشماي روشنت يه كم كاشكه هواي من رو داشت
تنها توقعم فقط يه بار جواب ناممه
عاقبت ظلم تورا یه روزی تلافی می کنم ![]()

بوسه اسم است چون عمومی است.![]()

درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه
این روزا مشق بچه ها یه صفحه آشفتگیه
گردای رو اینه ها فقط غم زندگیه
این روزا درد عاشقا فقط غم ندیدنه
مشکل بی ستاره ها یه کم ستاره چیدنه
این روزا کار گلدونا از شبنمی تر شدنه
آرزوی شقایقا یه شب کبوتر شدنه
این روا آسمونمون پر از شکسته بالیه
جای نگاه عاشقت باز توی خونه خالیه
این روزا کار آدما دلهای پک رو بردنه
بعدش اونو گرفتن و به دیگری سپردنه
این روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترین بهانشون از هم خبر نداشتنه
این روزا سهم عاشقا غصه و بی وفاییه
جرم تمومشون فقط لذت آشناییه
این روزا توی هر قفس یکی دو تا قناریه
شبها غم قناریها تو خواب خونه جاریه
این روزا چشمای همه غرق نیاز شبنمه
رو گونه هر عاشقی چند قطره بارون غمه
این روزا ورد بچه ها بازی چرخ و فلکه
قلبای مثل دریامون پر از خراش و ترکه
این روزا عادت گلها مرگ و بهونه کردنه
کار چشمای آدما دل رو دیونه کردنه
این روزا کار رویامون از پونه خونه ساختنه
نشونه پروانگی زندگی ها رو باختنه
این روزا تنها چارمون شاید پرنده مردنه
رو بام پک آسمون ستاره رو شمردنه
این روزا آدما دیگه تو قلب هم جا ندارن
مردم دیگه تو دلهاشون یه قطره دریا ندارن
این روزا فرش کوچه ها تو حسرت یه عابره
هر جا یکی منتظر ورود یه مسافره
این روزا هیچ مسافری بر نمی گرده به خونه
چشای خسته تا ابد به در بسته می مونه
این روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه حرف همه پر زدن و نموندنه
این روزا درد آدما فقط غم بی کسیه
زندگیشون حاصلی از حسرت و دلواپسیه
این روزا خوشبختی ما پشت مه نبودنه
کار تموم شاعرا فقط غزل سرودنه
این روزا درد آدما داشتن چتر تو بارونه
چشمای خیس و ابریشون همپای رود کارونه
این روزا دوستا هم دیگه با هم صداقت ندارن
یه وقتا توی زندگی همدیگر و جا می ذارن
جنس دلای آدما این روزا سخت و سنگیه
فقط توی نقاشیا دنیا قشنگ و رنگیه
این روزا جرم عاشقی شهر دل و فروختنه
چاره فقط نشستن و به پای چشمی سوختنه
اسم گلا رو این روزا دیگه کسی نمی دونه
اما تو تا دلت بخواد اینجا غریب فراوونه
این روزا فرصت دلا برای عاشقی کمه
زخمای بی ستاره ها تشنه یاس مرهمه
این روزا اشک مون فقط چاره ی بی قراریه
تنها پناه آدما عکسای یادگاریه
این روزا فصل غربت عشق و یبدهای مجنونه
بغضای کال باغچه منتظر یه بارونه
این روزا دوستای خوبم همدیگر رو گم میکنن
دلای پک و ساده رو فدای مردم میکنن
این روزا آدما کمن پشت نقاب پنجره
کمتر میبینی کسی رو که تا ابد منتظره
مردم ما به همدیگه فقط زود عادت می کنن
حقا که بی وفایی رو خوب هم رعایت میکنن
درسته که اینجا همه پاییزا رو دوست ندارن
پاییز که از راه میرسه پا روی برگاش می ذارن
اما شاید تو زندگی یه بغض خیس و کال دارن
چند تا غم و یه غصه و آرزوی محال دارن
این روزا باید هممون برای هم سایه باشیم
شبا یه کم دلواپس کودک همسایه باشیم
اون وقت دوباره آدما دستاشون رو پل میکنن
دردای ارغوانی رو با هم تحمل می کنن
اگه به هم کمک کنیم زندگی دیدنی میشه
بر سر پیمان می مونن دوستای خوب تا همیشه
اما نه فکر که میکنم این کار یه کار ساده نیست
انگار برای گل شدن هنوز هوا آماده نیست
| Design By : Night Skin |






